أبو علي سينا
21
رسالة الطير ( با ترجمه ودوشرح سهلان ساوي 540 ق وشارح گمنام )
مردمى . و آن معاشرت بايد كه حسن بود ، چه اگر حسن نبود فائدهء معاشرت و دفع ضرر برخيزد بلكه ضرر زيادى « 1 » شود ، و آن معاشرت كه ميان زن و شوهر و پدر و فرزند و ارباب صناعات و حرف و مالك و ملوك باشد ، از نكاح و ميراث و بيع و شرا و قرار « 2 » و اجارت « 3 » و رهن و أمثال اين كه در شرع حكم آن به واسطه صاحب شرع صلوات اللّه و سلامه عليه بيان كرده است و آنچه چون آنست « 4 » كه ميان دوستان حقيقي باشد از حسن معاشرت بايد كه به جاى آرد . و اگر استعداد ندارد بكسب و رياضت آن استعداد بدست آرد چه اختلاف اسباب كه ياد كرديم ، اختلاف اخلاق مردم واجب كند و همه را بر يك خلق و عادت اجتماع نتواند بود . پس لابد طريقى بايد كه بدان معاشرت با دوستان حقيقي حسن بود و مفيد بود و هر كسى را ادراك اين لذّت و اكتساب اين شرف و مرتبه نبود و مردم اين چنين دوست را كه اين مرتبت دارد دشوار به دست تواند آورد و از آن روى « 5 » كه اخلاق بد و عادت « 6 » ناپسنديده غالب است و نادر باشد مردى كه درو « 7 » خلق مكروه نباشد زيرا كه مردم چون فكر ، استعمال نكند ، اخلاق بهايم بر وى غالب شود و شهوات بر وى مستولى و حياء « 8 » از وى غايب شود و استيلاء غضب و حرص و شره ازو « 9 » مفارقت نكند و آن جماعت منقسم شوند جماعتى باشند « 10 » كه بشره افتخار نمايند و تظاهر « 11 » جويند و اين جماعت شرّ النّاس باشند و جماعتى باشند . به جودت فكر ، قبح آن اخلاق را بدانند و از آن اجتناب كنند و ايشان كريمان باشند كه نفس ايشان شريف بود و جماعتى باشند كه ايشان را بر قبح اين اخلاق تنبيه بايد كرد و اين دو قسم
--> ( 1 ) - زياده . ( 2 ) - اقرار ( 3 ) - اجاره . ( 4 ) - دون اينست . ( 5 ) - از آن روى . ( 6 ) - عادت بد و اخلاق . ( 7 ) - در أو خلقى . ( 8 ) - أصل گردد حياء . ( 9 ) - از أو . ( 10 ) - أصل باشد . ( 11 ) - نظائر .